امروز برای دیدن دوستی به تقاطع خیابان K و I واشنگتن دی سی، محلی تقریباً مقابل کاخ­سفید رفته بودم .قبل از ورود به خیابان I متوجه یک تیم خبری تلویزیونی شدم که خبر­نگار آن با یک میکروفون زرد رنگ به دنبال سوژه برای مصاحبه می­گشت .
این میکروفون قبلاً هم دیده بودم. بلافاصله اتومبیل را در پارکینگ موقت پارک و خودم را به خبرنگار رساندم.
حدس­ام درست بود. آقای خبرنگار به هم­راه فیلم­بردار سیاه پوست­اش برای شبکه محترم خبر جمهوری اسلامی در حال تهیه گزارش بود .
خبرنگار جوان یکی از شهروندان آمریکایی را قانع کرده بود تا از او مصاحبه بگیرد. با موبایل چند عکس از او گرفتم و برگشتم تا اتومبیل را در جای مناسب­تری پارک کنم .
چند دقیقه­ای طول کشید. وقتی بازگشتم مصاحبه تمام شده و شهروند آمریکایی به سمت خیابان K در حال حرکت بود .
خودم را به او رساندم و پرسیدم آیا می­داند که با چه تلویزیونی صحبت کرده است؟
شهروند آمریکایی از سوال من تعجب کرد و پرسید چرا چنین سوالی را می­پرسم. برای­اش توضیح دادم که ایرانی­ام و این شبکه تلویزیونی را می­شناسم. گفتم شبکه IRINN شبکه خبری حکومت ایران است و من علاقه­مند هستم بدانم چرا او به عنوان یک شهروند آمریکایی حاضر شده تا با یک شبکه وابسته به حکومت ایران صحبت کند؟
شهروند آمریکایی معتقد بود که این شبکه وابسته به حکومت ایران نیست. اگر این­چنین بود قطعن اجازه فعالیت در خاک آمریکا را نداشت. 
از او پرسیدم چقدر به این حرفی که می­گوید مطمین هستید؟
او پاسخ داد خبرنگار شبکه خبر به او نام تلویزیون دیگری را گفته است.
لینک شبکه خبر را روی آیفون­ام باز کردم و نشان­اش دادم .
پرسیدم آرم روی میکروفون را به خاطر دارد؟
او بادیدن صفحه وب­سایت شبکه خبر آشفته شد.
برای این­که بیش از این مضطرب نشود از او پوزش خواسته و خدا­حافظی کردم.
به سمت خبرنگار شبکه خبر رفتم. او با دیدن من لب­خندی زد و پرسید آیا مصاحبه می­کنم؟
گفتم قبل از صحبت درباره مصاحبه من از او چند سوال دارم. پرسیدم آیا او برای تلویزیون خبری حکومت ایران فعالیت می­کند؟
خبرنگار جوان قدری دست­پاچه شد و پاسخ داد خیر، او برای آتلانتیک تی وی ( Atlantic Television  ) در حال تهیه گزارش است.گفتم اما آرم روی میکروفون آرم شبکه خبر ایران IRIN است .
او حرف من را تایید کرد و گفت که این گزارش­ها را برای تلویزیون دیگری تهیه می­کند و آن­ها این گزارش­ها را در اختیار شبکه خبر قرار می­دهند.
پرسیدم یعنی رسانه­ای که او برای آن فعالیت می­کند، گزارش­های شبکه خبر ایران را تهیه می­کند؟
خبرنگار با تایید این موضوع گفت که شبکه خبر نیازمندی­های خود را اعلام کرده و او نیز از سوی رسانه­اش گزارش مربوط به آن را تهیه کرده و بعد از تدوین و به اصطلاح پکیج کردن، آن را برای شبکه خبر می­فرستد .
از خبرنگار و فیلم­بردارش پرسیدم آمریکایی هستید؟
پاسخ مثبت بود. هردو شهروند آمریکا بودند. به آن­ها گفتم ایرانی هستم و فارسی صحبت می­کنم. گفتم که هر روز شبکه خبر را می­بنیم و پیش از این نیز گزارش­های ارسال شده از واشنگتن را دیده بودم. پرسیدم که آیا می­دانند که حکومت ایران از گزارش­های آن­ها تنها برای بهره­برداری سیاسی و سیاه­نمایی جامعه آمریکا استفاده می­کند؟
فیلم­بردار سیاه پوست پاسخ داد که با توجه به نوع گزارش­های درخواستی این موضوع را پیش از این فهمیده بود. اما خبرنگار جوان صحبت­های فیلمبردارش را قطع کرد و گفت که ما خبرنگار هستیم و تنها گزارشی را که از ما خواسته شده آماده می­کنیم.
کارت خبرنگاری ام را به او نشان دادم و  گفتم که من هم مانند آن­ها خبر­نگارم. از این رو برای­شان احترام قایلم. اما من هر گزارشی را که از من خواسته شده آماده نمی­کنم. بلکه تلاش می­کنم تا واقعیت مخابره شود .
گفتم که زبان اول من فارسی است و به دلیل شغل روزنامه­نگاری هر روز شبکه خبر ایران را تماشا می­کنم، از روزی که شبکه خبر به واسطه هم­کاری آن­ها از واشنگتن گزارش پخش می­کند، حتی یک مورد سراغ ندارم که گزارشی از جنبه­های مثبت جامعه آمریکایی پخش شده باشد .
دعوت از افراد مختلف با عنوان متخصص، تحلیل­گر، فعال، استاد دانش­گاه و ... ، که اگر تمام اینترنت و فضای رسانه­ای را زیر و رو کنید، یک خط از خروجی فعالیت آن­ها را نخواهید یافت .
و یا همین اعتراض وال استریت. حکومت ایران آن را به شکلی تبلیغ و توصیف می­کند که گویی ممکن است جامعه آمریکا هم­این حالا از درون منفجر شده و دولت نیز سرنگون شود. آیا واقعا جامعه آمریکا در چنین وضعیتی قرار دارد ؟ 
خبرنگار سرش را به معنی نه تکان داد.
گفتم از آغاز اعتراضات وال استریت چند ماه گذشته؟ به گمان شما در ایران اگر مثلاَ کارگران یک کارخانه که ماه­ها است حقوق­شان را در­یافت نکرده­اند بخواهند فقط یک ساعت چنین تجمعی داشته­باشند، حکومت با آن­ها چه برخوردی خواهد کرد؟ آیا این اجازه را دارند که مشابه معترضین آمریکایی در یکی از میدان­های شهر جمع شوند؟
آیا این امکان برای رسانه­های مستقل و یا حتی برای خود شما وجود دارد که به تهران بروید و از اعتراضات آن­ها گزارش بگیرید؟
خبرنگار جوان قدری سکوت کرد و گفت واقعیت این است که من کارمند یک شبکه تلویزیونی هستم، من طبق دستور او کار می­کنم و نه میل خودم. من همه این­ها را می­دانم و سعی می­کنم گزارش­ام هم واقع­گرایانه باشد. اما این­که شبکه خبر چگونه از آن استفاده می­کند بحث دیگری است که باید از جای دیگری نیز پی­گیری شود.
حرف خبرنگار جوان منطقی بود. از او خداحافظی کردم. در مسیر بازگشت تصمیم گرفتم تا آخر هفته با وزارت خارجه آمریکا در این­باره صحبت کنم. هفته بعد هم به کنگره خواهد رفت.
اساساً در فضایی که هیچ رسانه مستقلی در ایران امکان فعالیت و انعکاس اخبار را ندارند، فعالیت شبکه خبر و تهیه گزارش و اخبار جهت­دار و خلاف واقع در آمریکا بی­معنی است .
تصمیم دارم در دکان رنگ­رزی تلویزیون­های ایران را در آمریکا تخته کنم.


لینک های مرتبط :

پاسخی به مطلب وبلاگ احمدباطبی . وبلاگ پاسداران ، ابوذر منتظر قائم

 خوش رقصي مضحك باطبي براي مقامات آمريكايي

یکی از گزارش های ارسالی آقای خبر نگار ، از واشنگتن
.
یکی از گفتگوهای تلویزیونی آقای خبر نگار ، از واشنگتن

جستجو

 

 

شبکه های اجتماعی