بنفشه میگوید ، هرکه نام امید را براو گذاشته کار درستی کرد . امید یک سگ پنج ساله متولد تهران ، اما مقیم واشنگتن است . یک تصادف اتوموبیل در دو سالگی از او یک سگ فلج خیابانی ساخت . امید هنوز هم از کمر به پایین قادر به حرکت نیست . اما او با همین وضعیت سه سال دوام آورده و در تابستان و زمستان در خیابانهای تهران زنده مانده است . بابک شوهر بنفشه معتقد است امید به زندگی در این سگ باعث شده تا به امروز زنده مانده و حالا در واشنگتن در کنار آنها باشد . پناهگاه حیوانات در ایران به نام " وفا " با کمک چند حیوان دوست در ایالت کالیفرنیا و پنسیلوانیا امید را پس از شناسایی و نجات ، به آمریکا فرستاده است . این زن و شوهر ایرانی دائم امید را نوازش میکنند و از علاقه فراوانشان به او صحبت میکنند . آنها چند سال پیش جان نزدیک به یکصد سگ بی سرپرست را در ایالت کالیفورنیا ی آمریکا نجات داده اند . در آن زمان به دلیل مشکلات جسمانی و معلولیت این سگ ها ، کسی سرپرستی آنها را نمی پذیرفت . از این رو قرار شد تا تمام شان…
مسئول كميته انتظامي ستاد تسهيلات سفر شهراصفهان از ممانعت حضور اتباع افاغنه در روز طبیعت در پارک کوهستانی صفه خبر داد. احمدرضا شفيعي دلیل این تصمیم را رفاه شهروندان اعلام کرده و گفته است :در سالهای پیش حضور پررنگ افاغنه در روز طبیعت ایجاد ناامنی کرده و از این رو نیرو های این کمیته با همکاری پلیس امنیت و اداره اماکن در روز ۱۳ فروردین از ورود افاغنه به پارک کوهستانی صفه جلوگیری می کنند . ( لینک – سند ). در نگاه اول شاید تصمیم مقامات نیروی انتظامی ایران اقدامی در جهت تامین امنیت مردم به نظر بیاید ، اما بکارگیری ادبیات مطلق گرایانه " افاغنه " و مرور اخبار مربوط به شهروندان این همسایه ستمدیده ، نشان از نگرشی خطرناک دارد که آهسته آهسته از سوی حکومت ایران در حال نهادینه شدن است . مدتی پیش موسس انجمن خيريه حضرت ابوالفضل (ع) استان اصفهان گفته بود ، طبق " قانون " پيوند اعضاي هر ايراني به هموطن خود امكان‌پذير است و پيوند از يك ايراني به افاغنه انجام نمي‌شود .احمد دردشتي گفته بود در صورتي پيوند عضو از يك ايراني به افاغنه ممكن است كه هيچ ايراني به آن عضو احتياجي نداشته باشد كه هنوز به چنين جايگاهي…
02 فروردين 1391
امروز دقیقاً چهار سال است که از ایران فرار کرده ام  این عکس را وقت فرار و روی نقطه صفر مرزی ، یعنی آخرین نقطه از خاک ایران گرفتم  . احساسم این بود که برگشتنی در کار نیست .  با خودم فکر کردم بهتر است عکسی به یادگار بگیرم که در آن هم خودم باشم ، هم ایران . داشتم دل میکندم از تمام چیز هایی که در 30 سال عمرم در آن دیار جمع کرده بودم ، به سوی آینده ای بدون تضمین ، سفر به سرزمینی که هیچ خاطره ای از آن نداشم ، تنها به امید لمس آزادی ... نمیدانم باید بگویم خوشبختانه و یا متاسفانه ، اما این سرزمین بی خاطره  به عنوان کشور دوم من ، نه تنها  نعمت لمس آزادی ، بلکه احترام ، اعتماد به نفس ، امنیت و ... را نیز به من داد  و در عوض این ها هیچ چیز هم از من نخواست . یعنی همه چیز هایی که در کشور مادری ام برای حفظ نظام اسلامی ظالمانه از من گرفته شد  . آرامشی که در این سرزمین پر از نعمت وجود دارد به حدی بود که حتی حالا دیگر کمتر غم عمر ، سلامتی و جوانی از دست رفته ام را…

جستجو

 

 

شبکه های اجتماعی