مصاحبه ها
P2E – جنبش آزادیخواهانه ایران تا چه حد در جذب نیروهای “اصولگرا” و حامی دولت موفق بوده است؟ آیا لزوما این جذب برای پیروزی جنبش ضروری است؟ باطبی: در ایران دو دسته نیروهای وابسته به دولت وجود دارند. کسانی که به لحاظ ایدئولوژیک و فطری واقعا معتقد به حکومت است و کسانی دیگر که سود می‌گیرند٬ حقوق می‌گیرند یا به هر دلیل دیگری از دولت پول می‌گیرند. این دو دسته نیروهای اصولگرا شناخته می‌شوند. اولی‌ها عموما کسانی هستند که به هر دلیلی بخاطر پیشینه خانوادگی یا به هر حال به هر دلیلی در نوجوانی و جوانی روی مغزشان کار شده و معتقد به حکومت شدند. تجربه من و چیزی که من دیدم در طول این چند وقت و بخصوص بعد از انتخابات این است که خیلی از کسانی که جز دسته اول هستند وقتی از حکومت زده می‌شوند یا می‌فهمند که حکومت دارد کار اشتباهی می‌کند٬ معمولا نمی‌آیند جز جنبش سبز شوند بلکه بی‌تفاوت می‌شوند و خودشان را کنار می‌کشند. نه با این طرف کار دارند و نه با آن‌طرف. اما کسانی که پول می‌گیریند تا وقتی که پول بگیرند هستند و وقتی نگیرند آن‌طرفی می‌شوند و خیلی هم آن‌طرفی می‌شوند. این‌ها معمولا تاثیر چندانی بر جنبش ندارند فقط به…
همه‌چیز از یک عکس شروع شد. جوانی با شمایلی شبیه چه گوارا و یک پیراهن خونین در دست، روی جلد مجله اکونومیست. احمد باطبی از کوی دانشگاه تهران به اوین رفت و از اوین به واشنگتن. خودش می‌گوید هویتش دیگر تنها یک عکس نیست. دویچه‌وله: آقای باطبی از واشنگتن تا کلن راه خیلی زیاد است. در کلن چه کار می‌کنید ؟ احمد باطبی: من در یک سخنرانی در حاشیه‌ی نشست ژنو شرکت کرده بودم و برای سفر ژنو آمده بودم. منتها برای دیدار دوستان و چند کاری که در حاشیه‌ی سازمان‌مان یعنی مجموعه فعالان حقوق بشر داشتم به آلمان آمدم و در خدمت شما هستم. پس شما دیروز در اجلاس مبارزه با نژادپرستی در ژنو بوده‌اید، از اجلاس دیروز برایمان بگویید. اجلاس دیروز طبق آن قراری که در برنامه اعلام کرده بودند انجام شد. منتها بخش مهم‌آن سخنرانی آقای احمدی‌نژاد بود، به خاطر این که ایران یکی از مسئولین و برگزارکنندگان این نشست بود. این نشست برای شصتمین سالگرد نوشته‌‌شدن منشور حقوق بشر برگزار شد و در نشست‌های متعددی که در این چند روز داشتند مسایل حقوق بشر و خصوصا تبعیض نژادی و مسایل مربوط به آن را پیگیری می‌کردند. ایران به‌عنوان یکی از مسئولین شرکت کرده بود. آقای احمدی‌نژاد…
همه‌چیز از یک عکس شروع شد. جوانی با شمایلی شبیه چه گوارا و یک پیراهن خونین در دست، روی جلد مجله اکونومیست. احمد باطبی از کوی دانشگاه تهران به اوین رفت و از اوین به واشنگتن. خودش می‌گوید هویتش دیگر تنها یک عکس نیست. آقای باطبی از ژنو بیرون می‌آییم. شما نزدیک یکسال است که در واشنگتن بسر می‌برید. در واشنگتنچه کار می‌کنید ؟ یکسال نیست که من در واشنگتن هستم، کمتر است، یکسال است که از ایران خارج شده‌ام. اما در واشنگتن سه کار عمده انجام می‌دهم. یکی امرار معاش روزانه است که بهرحال به‌عنوان فتوژورنالیست یا ژورنالیست، عکاسی می‌کنم و مقاله و مطلب می‌نویسم. در کنارش یک ارگان حقوق بشری داریم که “مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران“ نامش است و ارتباطاتی با نهادهای حقوق بشری و با فعالان حقوق بشر دارد و در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران اطلاع‌رسانی می‌کند. من به‌عنوان سخنگوی این مجموعه کارهای این ارگان را انجام می‌دهم و در کنارش در برنامه‌های تلویزیونی که برای ایرانی‌هاست شرکت می‌کنم و برنامه‌هایی با محوریت حقوق بشر تهیه و پخش می‌کنم. اینها سه محور عمده‌ی کارهایی‌ست که در واشنگتن انجام می‌دهم. نحوه‌ی خروج شما از ایران، و شاید بهتر باشد بگویم فرارتان از ایران، حرف…

جستجو

 

 

شبکه های اجتماعی