Ahmad Batebi

آیا آقای خاتمی خوف کرد ، یا ترسید ؟

وبسایت خبری جهان نیوز ، پایگاه خبری وابسته به زاکانی نماینده مجلس شورای اسلامی نوشته ، محمد خاتمی پس از شرکت در انتخابات با برخی اصلاح طلبان تماس تلفنی یا دیدار حضوری داشته و برای متقاعد کردن آنها نسبت به اینکه کار اشتباهی نکرده تلاش فراوانی کرده است. ( سند )
همزمان با این خبر ، باشگاه خبر نگاران ، پایگاه خبری وابسته به نهاد های امنیتی ایران در مطلبی کوتاه ، بدون ذکر منبع و یا توضیح در باره نحوه دریافت خبرخود ، زمان ، مکان و شرایط تهیه آن نوشته :
" خاتمی در دفاع از شرکت خود در انتخابات گفت : چاره اي جز برگشت نداريم،راي دادن بهتر است يا بروم و بگويم...کردم. مردم نظامي را که پاش خون دادند رها نمي کنند و به دوستان لس آنجلسي و ما بچسبند. مرا مجبور نکنيد حرفهاي نخ نما شده بزنم...موسوي و کروبي با ما چه کردند؟ تا کجا بايد به خاطر آنها هزينه بدهيم؟ دوستان بنشينند و فکر اساسي کنيم ديديد در انتخابات 12 اسفند هم برآورد درست نداشتيم و به خطارفتيم. باباجان سبز مرد اصلاحات را دريابيد! راه برون رفت از بحران و سختی را برای او فراهم می کند و از جائی به او روزی و گشایش می دهد که در حساب او نمی آمده است." ( سند )
علی شکوری راد یکی از صلاح طلبانی که به گفته جهان نیوز خاتمی با او نیز صحبتی داشته در وبلاگش نوشته است :
" خاتمی این بار نیز نخواست یا نتوانست قهرمان باشد. پیش از نیز بارها او را تجربه کرده بودیم ...
من هیچ خبری از اینکه چرا خاتمی به پای صندوق رأی رفت ندارم ولی مطمئن هستم عامل آن خوف بوده است. خوف از اینکه مبادا رأی ندادن او آب به آسیاب کسانی بریزد که با تمام قوا تمام روزنه های اصلاح را مسدود می کنند ... ، من نمی دانم اگر موسوی بود چگونه عمل می کرد. شاید گونه ای دیگر! اما مطمئن هستم اگر فرصتی دست دهد تا نظر او را بپرسند خاتمی را تخطئه نخواهد کرد. چرا که او بین خوف و ترس تفاوت قائل است. خوف از جنس تقوی و شجاعت است و ترس در مقابل آن ... " ( سند )
محمد علی ابطحی نیز در وبلاگش نوشت :
" باور من این است که شادمانی وصف ناشدنی افراطیونی که میخواستند اساس تفکر اصلاح طلبی را که همچنان معتقدم نیاز و تنها راه سربلندی کشور است، را نابود کنند در این بود که فردای انتخابات در بوق و کرنا اعلام نمایند که در غیاب اصلاح طلبان انتخابات پر شکوهی انجام شد و طبعا به روال این یکی دوساله حلقه فشار را بر آنها تنگ تر کنند و آسیب های بیشتری به افراد و تفکر اصلاح طلبی وارد نمایند. شجاعت تصمیم گیری برای آقای خاتمی در شرکت در انتخابات بد ترین خبر برای افراطیون درون حاکمیت بود که بسیاری از نقشه ها را برهم زد. دلایل فراوانی برای این مدعا دارم " ( سند )
شنیده ها حاکی از آن است که آقای خاتمی در روزهای اخیر در دیدار با برخی روزنامه نگاران گفته :
" در جلسه ای محرمانه در سطوح بالای نظام پیشنهاد شده تا در پی حضور کمرنگ سبز ها در 25 بهمن و در صورت عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات ، باقی مانده این جماعت نیز دستگیر و ریشه اصلاحات خشکانده شود . از این رو او علی رقم حضورش در دماوند برای شرکت نکردن در انتخابات ، در دقیقه نود تصمیمش را تغییر داد "
اگر این موضوع صحت داشته باشد نگرانی آقای خاتمی از هزینه ای است که میبایست جریان اصلاحات میپرداخت .
طبعاًهر تغییری هزینه مند است و مسلماً برای رسیدن به فضایی مطلوب باید این هزینه بین جریانهای سیاسی تقسیم شود .
به گمان من در بدبینانه ترین حالت ممکن ، یعنی دستگیری محمد خاتمی نیز نه تنها ریشه اصلاحات خشکیده نمیشد ، بلکه هم ریشه آن در بستر جامعه به عنوان یک نیروی صادق و جدی رشد می یافت ، و هم هزینه چند برابر را به سرکوبگران تحمیل میکرد .
روش آقای خاتمی زمانی اثر داشت که طرف مقابل به حد اقل های اخلاق و دمکراسی پایبند باشد . دستگاه قدرتی که اینگونه مخالفش را در بی اخلاقی به لجن می کشد هیچگاه فرصت استفاده از فرصت های دمکراتیک را به نیز نخواهد داد .
آقای خاتمی با شرکت در انتخابات بخشی از بدنه جنبش سبز متشکل از اصلاح طلبان سنتی را با خودش به برزخ انتظار برد . انتظار طولانی .
دستگاه قدرت تنها زمانی به این دسته از اصلاح طلبان اجازه بازگشت به بازی قدرت خواهد داد که شرایطی ویژه پدید آید . در آن صورت بازهم به صورت کاملا کنترل شده و تنها در حد ابزار تامین منافع دستگاه قدرت اجازه بازیگری خواهند داشت . مثل همین حالای محمود احمدی نژآد .
در صورت بازگشت آنها به اردوگاه مخالفین و منتقدین دستگاه قدرت نیز از آغوش باز پس از انتخابات 88 خبری نیست .
هرچند معتقدم فرایند سالم تکامل سیاسی تاریخی جامعه نیازمند این گونه جهت گیری ها هست اما به گمانم بزرگترین مشکل اصلاح طلبان چه در زمان دردست داشتن قدرت و چه حالا " ترس از پرداخت هزینه " و در نتیجه " مماشات " است . همین عامل بسیاری از فرصت های تاریخی ایران را در سالهای اخیر سوزاند که اگر از آن استفاده بجا میشد ، حالا هیچ کدام از ما اینجا که هستیم نبودیم .
اما آقای شکوری راد اعتقاد دارد که خاتمی بین خوف و ترس تفاوت قائل است. خوف از جنس تقوی و شجاعت است و ترس در مقابل آن ...

لینک های مرتبط :

محمد خاتمی دلیل شرکت خود را در انتخابات این گونه توضیح داد :امیدوارم درک مشترکی از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم به وجود آید 

ندای انقلاب : خاتمی استارت انتخابات ۹۲ را زد!

 

scroll back to top



یک خواننده از ایران (05.03.2012 (16:21:51))
امتیاز مثبت به این دیدگاه امتیاز منفی به این دیدگاهاز وقتی که زبان کشورما شده زبان عربی آدم از این اصطلاحات عجیب غریب هم زیاد می شنوه.
اینکه خوف با ترس فرق داره. خمینی هم یک چیزی تو همین مایه ها می گفت. درست یادم نیست. انگار واژۀ خدعه را به کار می برد که استفاده از ان را جایز می دانست. از نظر او خدعه با دروغ فرق داشت. شاید هم کلمۀ دیگری را به کار می برد و با آن دروغ گفتن را توجیه می کرد. ولی منظورش دقیقا توجیه فریب دادن مردم زیر سایۀ واژۀ دیگری به جز دروغ گوئی بود. همان کاری که دقیقا خودش در حق مردم ایران کرد.
و اما نظر من در مورد این قسمت از پست کهب ه گمانم گفتۀ خود شماست:
«هرچند معتقدم فرایند سالم تکامل سیاسی تاریخی جامعه نیازمند این گونه جهت گیری ها هست اما به گمانم بزرگترین مشکل اصلاح طلبان چه در زمان دردست داشتن قدرت و چه حالا " ترس از پرداخت هزینه " و در نتیجه " مماشات " است . همین عامل بسیاری از فرصت های تاریخی ایران را در سالهای اخیر سوزاند که اگر از آن استفاده بجا میشد ، حالا هیچ کدام از ما اینجا که هستیم نبودیم .»
به نظر من این ترس از پرداختن هزینه مشکل اکثر ما مردم ایرانه. از نظر من مشکل ما مردم ایران اینه که یکدست و یکپارچه و متحد نیستیم. هرکسی به فکر منافع خودشه.
الن توی شهرهای کوچک آمار مشارکت در انتخابات نسبتا بالا بوده. توی شهر زادگاه من که اینطور بوده. آنها اصلا به مسئلۀ مخالفت با رهبری فکر نمی کردند. فقط به فکر این بودند که با شرکت در انتخابات کاندیدای مورد نظرشان به مجلس راه پیدا کنه و من چون یک زمانی آنجا بودم دقیقا می فهمم که جریان حضور پررنگ آنها در انتخابات به چه علت بوده که اصلا ربطی هم به نظام و رهبری نداره. خوب اینها هیچ کدام نه تنها حاضر نیستند هزینه بپردازند بلکه حتی حاضر نیستند از منافع خودشان هم بگذرند.
من وقتی این عدم اتحاد را می بینم قلبم واقعا به درد می یاد. چون می بینم که یک عده کشته و زندانی و شکنجه و تبعید و فراری می شوند بعد یک عده در زمان تحریم انتخابات می روند رأی می دهن که یارانه هاشون قطع نشه یا چون در استخدام دولت هستند تابع دولت هم هستند و برای از دست ندادن شغلشون و رسیدن به منافع بالاتر حاضرند هرکاری بکنند. خوب اینها همه نشانگر منفعت طلبی شخصی آدمهاست. برای چی یک عده باید اینطور هزینه های سنگین بپردازند درحالیکه عده ای دیگر اصلا عین خیالشون هم نیست. ما توی پرداخت هزینه که با هم متحد و یکدست نیستیم. ای کاش لاقل در زمینۀ عدم پرداخت هزینه با هم یکدست و متحد بودیم. اینطوری لااقل الان یک عده در حصر و زندان و زیر بار شکنجه نبودند تا عده ای دیگر برای رسیدن به منافعشون اینقدر شادی و پایکوبی کنند.
یک خواننده از ایران (05.03.2012 (01:07:09))
امتیاز مثبت به این دیدگاه امتیاز منفی به این دیدگاهفرض کنیم من توی یک جنگل هستم. بعد با یک گرگ رو به رو می شوم که وحشی و گرسنه است. قانون هم قانون جنگله. من اگر به شما بگویم من تصمیم دارم با این گرگ رفتاری متمدانه داشته باشم و با او از در گفتگو وارد شوم و البته فکر می کنم اول باید قوانین جنگل اصلاح شوند تا بعد به فکر ساخت تمدن در دل جنگل بود شما نسبت به من چه فکری می کنید؟
من نمی دونم برای چی بعضیها فکر می کنند با حکومت ایران و سوریه و طالبان میشه گفتگو کرد. با کسانیکه مثل یک گرگ وحشی کارشون فقط دریدنه و زبان آدمیزاد را هم نمی فهمند.
و اگر اون گرگ حمله کنه دیگه در آن لحظه تنها فکری که توی سر آدمه اینه که جان خودش را نجات بده حتی اگر به قیمت کشته شدن گرگ تمام بشه.
وقتی طرف مقابل انسان گرگ خونخواری باشه ما دیگه راه دیگری به جز نابودی او نداریم. طرف مقابل ما گفتگو و اصلاحات حالیش نیست.
از زمان آقای خاتمی صحبت از اصلاحات شد و گفتند اول باید آروم آروم قوانین را اصلاح کنیم تا تغییرات به تدریج و کم کم صورت بگیرند که مثل وقوع انقلاب اسلامی ضربه نخوریم. اما نه تنها موفق به اجرای آن نشدیم بلکه برعکس اوضاع روز به روز بدتر شد.
من همیشه به این نظام و حکومت ایران به چشم اعتیاد و یک بیماری نگاه کرده ام. چیزی که نباید بهش امید داشت که تغییر کنه یا به تدریج اصلاح بشه. برای راهیابی به بهبودی با این نظام باید مثل ترک اعتیاد رفتار کرد. باید آنرا به یکباره ریشه کن کرد و گذاشت کنار.
طرف مقابل ما بوئی از انسانیت و تمدن نبرده که بشه باهاش حرف زد. حالا هرچقدر هم بخواهند دم از گفتگو و مذاکره بزنند.
و من نمی دونم چرا بعضی از ماها هنوز دنبال این هستیم که از کسی یک قهرمان بسازیم. این ضعف ما را نشون میده. من نمی دونم چرا همش رفتار آقای خاتمی باید زیر سؤال باشه که اگر این کار را نمی کرد قهرمان می شد و حالا دیگه قهرمان نیست. چرا ما اینقدر عقدۀ قهرمان پروری داریم. من زیاد از این جریان شرکت آقای خاتمی در انتخابات سر در نیاوردم. باید دوباره مطلب را بخوانم و بیشتر راجع بهش فکر کنم. ولی آن چیزی که من بهش اعتقاد دارم اینه که آقای خاتمی هم یک آدمه مثل بقیه که بعضی وقتها درست عمل می کنه و بعضی وقتها هم اشتباه عمل می کنه. من درحد سواد خودم که مطمئنا در این زمینه ضعیفه شرکت ایشون در انتخابات را نپسندیدم. شاید هم کار ایشون درست بوده. ولی من همیشه سعی کردم دیدگاهی انسانی نسبت به ایشون داشته باشم و اینقدر بی رحمانه از ایشون بت نسازم که هربار با شکسته شدنش حرمت ذات ایشون در ذهن من خدشه دار شود.
به نظر من اگر قراره اصلاحاتی صورت بگیره قبل از هرچیز این اصلاحات باید در درون و ذهن خود ما صورت بگیره.

Ahmad Batebi
Ahmad Batebi